
اون که یه وقتی تنها کسم بود تنها پناه دل بی کسم بود
تنهام گذاشتو رفت از کنارم از درد دوریش من بی قرارم
خیال می کردم پیشم میمونه ترانه عشق واسم میخونه
خیال میکردم یه همزبونه نمیدونستم نامهربونه
با اینکه رفته اما هنوزم از داغ عشقش دارم میسوزم
فکرو خیالش همش باهامه هرجا که میرم جلو چشامه
دلم میخواد تا دووم بیارم رو درد دوریش مرحم بزارم
اما نمیشه راهی
ندارم نمیتونم من طاقت بیارم

عشق يعني در
جهان رسوا شدن عشق يعني مست و بي پروا شدن عشق يعني سوختن يا ساختن
  
عشق يعني زندگي
را باختن عشق يعني انتظار و انتظار عشق يعني هرچه بيني عكس يار
  
عشق يعني ديده بر
در دوختن عشق عشق يعني لحظه هاي التهاب يعني در فراقش سوختن
  
عشق يعني لحظه هاي ناب
ناب عشق يعني سوز ني ، آه شبان عشق عشق يعني شاعري دل سوخته
  
عشق يعني آتشي افروخته
عشق يعني با گلي گفتن سخن عشق يعني خون لاله بر چمن
  
عشق يعني شعله بر خرمن زدن عشق يعني رسم دل بر هم زدن عشق يعني يك تيمّم،
يك نماز
  
عشق عشق يعني با پرستو پر زدن يعني عالمي راز و نياز عشق يعني آب بر آذر
زدن
  
عشق يعني چو*احسان پا به راه عشق يعني همچو يوسف قعر چاه عشق يعني بيستون كندن
به دست
  
عشق يعني زاهد اما بُـت پرست عشق يعني همچو من شيدا شدن عشق يعني قطره و
دريا شدن
  
عشق يعني يك شقايق غرق خون عشق يعني درد و محنت در درون عشق يعني يك
تبلور يك سرود
  
عشق يعني يك سلام و يك درود يعني معني رنگين كمان
  

بیشتر آدم ها زمانی نا امید میشن که چیزی به موفقیتشون
نمونده
  
وقتی
چشم امیدتان به خدا باشد هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که راست نباشد هیچ چیز آنقدر عجیب
نیست
که پیش نیاید هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که دیر نپاید
  
اگر
يادت کنم ديوانه مي شم/ فراموشت کنم بيگانه ميشم/ اگر ترکت کنم ميميرم از غم/ فراموشت کنم مي پاشم از هم
  
گفتمش بي تو چه ميبايد کرد ؟عکس رخساره ي ماهش را داد .گفتمش همدم
شبهايم کو؟ تاري از زلف سياهش راداد
وقت رفتن همه روميبوسيد به من ازدور نگاهش
راداد يادگاري به همه داد و به من .. انتظار سرراهش را داد

بقیه در ادامه مطالب
نظر یادتون نره
ادامه مطلب |